بعد از ...

 

کارت پستال

 

 

 

 

آخه مگه من و تو می خوایم چطور زندگی کنیم

با این شعرای غم انگیز

لااقل بذار برم برزیل

تجارت قهوه و سویا کنم

با رقاصه های سامبایی عکس بگیرم

توی سواحل ریودوژانیرو

به یه دختر زیبا بگم

عجب چشمایی داری

اونم به زبون پرتقالی

حتما به زبون پرتغالی

یه وختایی هم دلم واست تنگ شه

یه وختایی هم واست شعر بگم

پشت یه کارت پستال

از آمازون

...........................................


/ 11 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايمان مرصعي

[گل]عزيز مهربان سلام از زبان پرتقالي هر حرفي شنيدن داره. البته اگه مسلط باشه.... ياحق

رضا جعفري ازغندي

سلام نازنين. ديشب رو در ديوار شهر تك بيت شاهكارت رو ديدم.امروز به صورت كاملا اتفاقي وارد وبلاگت شدم.اميدوارم تو يكي از همين روزها بعد از مدتها ببينمت پاينده باشي برادر يا حق

مونا

]چقدر فکر تو در من تمام شبها را نشست حل بکند عاقبت معما را صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را نه دستچین نکنی خنده های زیبا را که سیب های تو از یک کنار هم خوبست

ليلي طالقاني

سلام بر رضا عابدين زاده ي خيلي عزيز [[گل] كجايي بزرگوار؟ كم پيدا شده اي اين روزها ؟! !! رضا جان با قطع و يقين مي گويم هيچ كلمه اي در هيچ باران موسمي مراد نمي دهد من با همه ي باران هاي نيامده رقصيده ام ....... و هنوز هم كه هنوز است درست مثل خود تو از انار تهي دستم چقدر شعر زيبا خواندم امشب در وبلاگت دستت درد نكند حالم خوب شد با شعرت [گل][گل]

آرش واقع طلب

سلام رضای مهربان من وقت بخیر با خبر چاپ کتابم به روزم و چند رباعی سر بزن خوشحالم کن یک بار نشد بیایی و پر نزنی پشتم برسی دوباره خنجر نزنی معنای تو را چگونه باید فهمید ای عشق چه می شود به من سر نزنی؟

رنگ آمیز

یه وختایی هم واست شعر بگم پشت یه کارت پستال از آمازون. چه غمگین و زیبا مرسی . به روزم برای فروغ و شعری در یک پست قبل. با احترام دعوتید جناب عابدین زاده .